العلامة المجلسي (مترجم: تهرانى)

237

بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى)

ميفرمايد : و افزونتر از آن نزد ما خواهد بود « 1 » ( فاذا ضربت ) يعنى وقتى سرعت گرفتى يا اينكه فعل را مجهول معنى كنيم يعنى وقتى سرعت گيرد ( نائب ) . جمع جنيبه است و آن اسبى است كه او را مىبرند ولى كسى بر آن سوار نميشود ( رواحل ) جمع راحله يعنى شتر سوارى نر باشد يا ماده و بعضى گويند راحله يعنى ماده شترى كه آماده سواريست ( رادن ) زعفران است يا غذاهاى رنگارنگ يا ارجوان يعنى گل سرخ يا جامه ارغوانى رنگ را گويند و ( وردان ) جمع ورد بمعنى گل است ولى در كتاب لغت ذكر نشده است و ( كثب ) بضم كاف جمع كثيف يعنى تپّه شن است و ( يتطّأ من تحت اقدامهم ) افتعال است از گام و قدم يعنى گام خورده و لگدمال در قاموس گويد وطئه بكسر طاء يعنى او را لگد كرد مثل وطّأ و استوطأه يعنى آن شىء را لگدمال يافت و وطئه يعنى او را آماده و نرم و آسان ساخت و همه اين معانى كه براى وطئى ذكر شد براى وطّأ نيز هست بنا بر اين اتّطأ بر وزن افتعل يعنى مقاومت نمود و به آخر رسيد و آماده شد و گام زد ، و موطّأ الاكناف يعنى آدم سهل و نرم و كريم و مهمان‌دار و مهمان‌نواز . و در اساس گويد : اطمان بالمكان ( يعنى در آن مكان ساكن شد ) ، و خداوند زمين را بوسيله كوهها ميخكوب نمود پس زمين ساكن شد و مجازا وقار و طمأنينه را گويند و ( گويند ) فلان چيز را آشفته و متفرق ديدم خاطرم را از آن جمع كردم تا ساكن شد و ميگوئى دل او ايمن و سينه‌اش متطامن يعنى آرام است و ارض مطمئنّه و متطامنه يعنى زمين پست و پائين ( پايان ) . نظر ما : احتمال دارد ( من ) بعد از ( يتطّأ ) جزء كلمه باشد يعنى مجموعا يك كلمه ( يتطّأ من ) باشد بنا بر اين معناى اين جمله چنين مىشود روى لؤلؤ و مرجان به آسانى و بدون اندوه راه ميروند ولى توجيه اول بهتر است .

--> ( 1 ) سورهء ق آيه 35 .